تجربه چه می گوید
نوید رهایی

منشاء يک زندگی تغيير يافته
آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده است كه پیش خودتان بگویید:
«از زندگی خود متنفر هستم.»
به نظر شما چگونه می توان یك تغییر مثبت و واقعی را تجربه نمود؟
نویسنده: جاش مك داول
دلم می خواست خوشحال باشم، می خواستم یكی از خوشحال ترین مردم روی زمین باشم، مایل بودم در زندگی ام معنا و مفهومی وجود داشته باشد و به دنبال پاسخ هایی برای این سوالاتم می گشتم.
-
من چه كسی هستم؟
-
چرا اینجا هستم؟
-
دارم به كجا میروم؟
مهم تر از این، خواهان آزادی بودم. دلم می خواست یكی از آزادترین مردم دنیا باشم.


زندگی واقعی
نظرياتی درباره اين كه زندگی واقعی چيست
و كجا مي توان آن را يافت؟
در اینجا سه نفر تجربیات خود را در ارتباط با این موضوع كه در كجا توانسته اند كمال، پذیرش و هدف را تجربه كنند، با دیگران در میان می گذارند.
آیا تاكنون احساس كرده اید كه چیزی فراتر از فقط زیستن هم وجود دارد؟ در اینجا با نظرات صریح و ساده چند نفر درباره زندگی واقعی و نقش خداوند در آن آشنا خواهید شد.كمال در زندگی واقعی(به نوشته جان گ.)شاید داستان آن كوهنورد را شنیده باشید. بزرگترین هدف زندگی او این بود كه قله كوهی را كه در نظر داشت فتح كند. اما وقتی...
حالا
آيا زندگی بيش از اين معنايی ندارد؟
چيزی بيش از آن چه كه هست؟
شما اين جا هستيد. همين جا. همين حالا. داريد به صفحه كامپيوتر نگاه مي كنيد. يک ثانيه مي گذرد. يک لحظه از زندگی شما سپری مي شود. زوم كنيد. يک ثانيه گذشته است. اوه، حالا يک ثانيه ديگر. ثانيه ها و دقيقه ها مي گذرند. يک ساعت. يک روز. يک هفته. يک سال. امروز اين جاست و فردا نيست.شما اين جا هستيد، جايی بر روی كره زمين. در اين لحظه درباره چه چيزی فكر می كنيد؟ هيچ چيز؟ يا داريد به چيزي شبيه به اين مي انديشيد؟ «من چيزی بيش از اين را مي خواهم.»بله، اما بيشتر از چه چيز؟ نمرات خوب؟ دوستان؟ مهماني ها؟ قرار ملاقات ها؟پول ؟ لوح فشرده؟ يا لباس های بيشتر؟


هدف من در زندگی چيست؟
زمانی که هدف زندگی خود را بدانید, زندگی شما معنی دار می شود.
یک چكش را در نظر بگیرید. چكش به منظور ضربه زدن به میخ طراحی شده است. این كاری است كه چكش به منظور انجام آن خلق شده است. حالا تصور كنید كه از چكش هرگز استفاده نشود، و آن را در جعبه ابزار بگذارند. برای چكش اهمیتی ندارد.حال همین چكش را با روح و حس آگاهی تصور كنید. روزها پشت سر هم می گذرند و چكش درون جعبه باقی می ماند. چكش از درون احساس مضحكی دارد اما مطمئن نیست دلیل این احساس چیست. چكش احساس می كند چیزی كم دارد ولی نمی داند آن چیست.بعد یک روز كسی او را از داخل جعبه ابزار بیرون می كشد و برای شكستن شاخه های درخت جهت استفاده در شومینه بكار می گیرد.
رابطه با خداوند
